|
نگارش یافته توسط Arash Gramfiard
|
|
14 مهر 1388 ساعت 14:33 |
|
 زندگینامه و بیوگرافی مختصری نادر شاه افشار نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد . نادر شاه افشار در حال حاضر یکی از دو پادشاه محبوب گذشتگان ایران است نام او و کورش هخامنشی دل ایرانیان را گرم و به شوق می آورد . اندیشمند میهن پرست کشورمان(( ارد بزرگ )) در مورد نادر شاه افشار می گوید : او توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود . ارسال براي دوستان |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
نگارش یافته توسط Arash Gramfiard
|
|
14 مهر 1388 ساعت 14:32 |
|
 فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. اهمیت فردوسی در آن است چه با آفریدن اثر همیشه جاوید خود، نه تنها زبان ، بلکه کل فرهنگ و تاریخ و در یک سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ایرانی را جاودانگی بخشید و خود نیز برآنچه که میکرد و برعظمت آن ، آگاه بود و می دانست که با زنده نگه داشتن زبان ویژه یک ملت ، در واقع آن ملت را زندگی و جاودانگی بخشیده است . بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کـردم بدیــن پــــارسی ارسال براي دوستان |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
نگارش یافته توسط Arash Gramfiard
|
|
17 ارديبهشت 1387 ساعت 19:24 |
|
ارسطو در سال 384 ق. م، در استاگيرا واقع در شمال يونان چشم به جهان گشود. پدرش نيكو ماخوس، پزشك دربار پادشاه مقدونيه بود. ارسطو هنگامي كه حدود هفده سال داشت به قصد تحصيل به آتن رفت و در سال 368 ق.م، عضو آكادمي افلاطون شد. در اينجا به مدت بيست سال، يعني تا هنگام مرگ افلاطون در 348 ق. م باقي ماند. وي بزرگترين و مبرزترين شاگرد افلاطون بود. پس از مرگ استاد، آتن را ترك كرد و شعبه از آكادمي در شهر آسوس در ناحيه ترود تاسيس كرد.در اين جا با هرمياس، حاكم يكي از آن مناطق آشنا شد و پس از مدتي با خواهرزاده او ازدواج كرد. در سال 343 ق.م، فيليپ مقدوني ارسطو را دعوت كرد تا تعليم و تربيت پسرش اسكندر را كه در آ ن موقع سيزده سال داشت، به عهده بگيرد.ارسطو اين پيشنهاد را پذيرفت و به تربيت علمي و اخلاقي وي همت گماشت. ارسطو با قبول اين كار، نقشي مهم در تاريخ ايفا كرد؛ چرا كه پس از چند سال، در سال 336ق.م، اسكندر بر تخت نشست و به جهان گشايي پرداخت.در اين هنگام، ارسطو مقدونيه را ترك كرد و به آتن بازگشت.در آن جا وي به آكادمي افلاطون باز نگشت، بلكه دانشگاه جديدي به سبك آكادمي استادش بنا نهاد كه به نام ناحيه اي كه در آن قرار داشت، لوكيوم نام گرفت. لوكيوم دانشگاهي بود علمي، مجهز به كتابخانه و معلم كه در آن دروس به طور منظم تدريس مي شد. ارسال براي دوستان |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
نگارش یافته توسط Arash Gramfiard
|
|
16 ارديبهشت 1387 ساعت 15:20 |
|
موزش یک معلول جسمی مثل هلن کلر آن هم در حد اعلا مشقت زیادی داشته است . ولی محرومیت های اجتماعی که توماس برفولر تحمیل شده بود ، به همان اندازه هر کسی را از پا می انداخت . مگر آن که از بی پرواترین انسان ها باشد . توماس فولر متولد ، آفریقا در 1710 ، نه تنها بی سواد بود ، بلکه به زور به عنوان برده ای در مزارع ورجینیای آمریکا کار می کرد و حتی برای یک روز هم از کلاس درسی بهره مند نشد . او شمردن تا 100 را خودش یاد گرفت و با شمردن چیزهای دور و برش حسابش را بهتر کرد ارسال براي دوستان |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
نگارش یافته توسط Arash Gramfiard
|
|
16 ارديبهشت 1387 ساعت 15:17 |

| اهل كاشانم پيشه ام نقاشي است گاه گاهي قفسي ميسازم با رنگ, ميفروشم به شما تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است دل تنهايي تان تازه شود چه خيالي, چه خيالي, ... ميدانم پرده ام بيجان است. خوب مي دانم, حوض نقاشي من بي ماهي است. |
سهراب سپهريپانزدهم مهرماه 1307 در كاشان متولد شد و چند ماهي پيش از كودتاي 28 مرداد, در خردادماه 1332 دوره نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا را به پايان رسانيد؛ علاقه به شعر و نقاشي در سهراب به موازات هم رشد يافت چنان كه پا به پاي مجموعه شعرهايي كه از او به چاپ ميرسيد, نمايشگاه هاي نقاشي او هم در گوشه و كنار تهران برپا ميشد و او گاهي در كنار اين نمايشگاه ها شب شعري هم ترتيب ميداد؛ تلفيق شعر و نقاشي در پرتو روح انزوايي و متمايل به گونهاي عرفان قرن بيستمي, هم به شعر او رقت احساس و نازك بيني هنرمندانه اي مي بخشيد و هم نقاشي او را به نوعي صميميت شاعرانه نزديك ميكرد. ارسال براي دوستان |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
|
| صفحه 82 - 90 از 106 |